اشعار ترکي

+ سنديت وجود حضرت رقيه (س)

جمعه 27 مهر 1386 ساعت 5:19 عصر

برخي وجود دختري به نام حضرت رقيه(س) رااز لحاظ سند مورد ترديد قرار داده اند دراين زمينه چه مستندات قوي اي وجود دارد؟


در اين که دختران امام حسين(ع) چند نفر هستند، اختلاف نظر هست. که براي توضيح در اين باره توجه شما را به مطالب زير جلب مي کنيم:


1.   سليمان بن ابراهيم قُندوزي حنفي در کتاب خود به نام «ينابيع الموده» در جلد دوم، بابي دارد در شهادت حضرت امام حسين(ع). در اين باب، از «مقتل ابي محتف» مطالبي را درباره امام حسين(ع) آورده است. در صفحه 416 جلد دوم چاپ هفتم، سال 1371 هجري شمسي، از انتشارات «الشّريف الرّضي» قم، چنين ميگويد: «و من کلام له عند وداعه مع اهله: اللهم انک شاهد علي هؤلاء القوم الملاعين انّهم عمدوا ان لا يبقون من ذرية رسولک... ثم نادي: يا امّ کلثوم! و يا سکينة! و يا رقيّه! و يا زينب! يا اهل
بيتي عليکنّ منّي السّلام...»


در جلد يازدهم «احقاق الحق»، ملحقات، در ص 633، متن «ينابيع الموده» را آورده است و گفته است که در «ينابيع الموده»، ص 346 چنين آمده است: «... يا ام کلثوم! و يا سُکَينة! و يا رقيه و يا عاتکة و يا زينب...»
کتاب احقاق الحق، نوشته قاضي نور الله حسيني مرعشي شوشتري است. حضرت آية‏الله نجفي مرعشي، بر اين کتاب تعليقات و ملحقاتي دارد. اين تعليقات و ملحقات بسيار مهم است. کتابخانه آية‏الله نجفي مرعشي اين کتاب را به چاپ رسانده است. در مسائل اختلافي بين شيعه و سني، داور خوبي است. اين کتاب به زبان عربي است.



2. در «کشف الغمه» جلد دوم، چاپ اول، تبريز، 1381 هجري قمري، ص 38 ميگويد: قال کمال الدين: کان له من الاولاد ذکورا و اناثا عشرة، ستة ذکور و اربع اناث.


کمال الدين ميگويد: امام حسين ده فرزند داشت. شش پسر و چهار دختر. کمال‏الدین از دخترها زینب، فاطمه و سکینه را نام برد و چهارمی را نام نمیبرد، (بحارالانوار، ج 45، ص 331 نیز همین حرف را از کمال‏الدین بنی طلحه نقل کرده است).


03  نویسنده کتاب «ناسخ التواریخ»، سید الشهداء در ص 238، چاپ سوم جلد چهارم آورده است: محمد بن طلحه شافعی در «مطالب السؤل» میگوید: امام حسین(ع) چهار دختر داشت: فاطمه، سکینه، زینب و چهارمی را نام نبرده است.


4.  در کتاب «کامل بهائی» نوشته حسن بن علی بن محمد بن علی بن حسن طبری، معروف به عماد الدین طبری، در ص 179، ج دوم، چاپ اول، قم، مؤسسه طبع و نشر قم، 1376 شمسی میگوید:


در کتاب «حاویة در مثالب معاویة» آمده است که زنان خاندان نبوت در حالت اسیری، حال مردانی را که در کربلا شهید شده بودند، مخفی میداشتند و به پسران و دختران آنان میگفتند: پدرتان به سفر رفته و برمیگردد. پس از آنکه به دستور یزید زنان و کودکان اسیر را در جوار خانه یزید جای دادند، در میان آنان دخترکی چهار ساله شبی خواب دید. از خواب بیدار شد و گفت: بابام حسین کجاست؟ همین الآن او را در خواب دیدم و خیلی هم پریشان بود. زنان و کودکان، همه به گریه افتادند. سر و صدای گریه یزید را از خواب بیدار کرد. یزید گفت: چه خبر است؟ گفتند: بچه‏ای پدرش را میخواهد و برای همین زنان و کودکان گریه میکنند. یزید دستور داد: سر پدرش را ببرید و در کنار او بگذارید. مأموران یزید سر امام حسین را آوردند و در برابر چشمان آن بچه قرار دادند.دختر چهار ساله وقتی نگاهش به آن سر افتاد ترسید و فریادی برآورد و پس از آن بیمار شد و وفات کرد.
جناب شیخ عباس قمی در منتهی الامال، ج اول، ص 807، فصل هشتم، ورود اهل بیت(ع) به مجلس یزید، انتشارات هجرت، عین عبارات کامل بهائی را نقل کرده است و اشعاری را هم که در کامل است، آورده است.
آنچه در «کامل بهائی» آمده، نشان میدهد دختری از امام حسین(ع) در شام وفات کرده است و در مآخذ تاریخی دیگر آمده است که امام حسین(ع) دختری به نام رقیه دارد. بر این اساس میتوان گفت: آن دختر که در شام وفات کرد، همین رقیه است. البته رقیه همسر مسلم بن عقیل که دختر حضرت علی(ع) است، جزو اسیران بود و او هم در شام وفات کرده است. با این حساب، در شام دست کم دو نفر به نام رقیه مدفون هستند. یکی دختر چهار ساله امام حسین(ع) و دیگری همسر مسلم بن عقیل.


5. نویسنده کتاب «چهره درخشان شام» آورده است که در کتاب «لهوف» نوشته سید ابن طاوس، در وقت وداع امام حسین(ع)، نام رقیه هم بر زبان امام آمده است. من به یکی از نسخه‏های چاپ سنگی مراجعه کردم، کلمه رقیه نیامده بود ولی در لهوفی که اخیرا


توسط عباس عزیزی ترجمه شده نام رقیه هم آمده است.


6. در کتاب «منتخب التواریخ»، ص 388 چاپ اول آمده است: یکی از قبوری که در شام واقع است، قبر حضرت رقیه بنت الحسین(ع) است. پس از آن داستان جالبی را نقل میکند. میگوید: شیخ محمدعلی شامی به من گفت: پدر بزرگ مادری من سید ابراهیم دمشقی سه دختر داشت. دختر بزرگ، شبی در خواب حضرت رقیه را میبیند. حضرت رقیه با او میگوید: به پدرت بگو که به والی شام خبر بدهد که در قبر من آب افتاده، بیاید و تعمیر کند. دختر خواب را به پدر میگوید ولی پدر میترسد و خبر نمیکند.
شب دوم دختر وسط و شب سوم دختر سوم همین خواب را میبینند و شب چهارم خود سید ابراهیم آن حضرت را در خواب میبیند و با عتاب به او میگوید: چرا به والی خبر نمیدهی؟! سید نزد والی شام رفت و ماجرا را گفت. والی دستور داد علمای شیعه و سنی آمدند. والی گفت: قفل حرم به دست هر کس باز شود او متصدّی نبش قبر است. قفل به دست سید ابراهیم باز شد. سید قبر را نبش کرد و آن بچه را بیرون آورد و در بغل نگهداشت و قبر را تعمیر کرد. سید پس از پایان کار از خداخواست خدایا پسری برایم عطا کن. دعای او قبول شد و سید مصطفی به دنیا آمد. والی شام ماجرا را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت. سلطان عبدالحمید سید ابراهیم را متولی قبور شریفه کرد. و همین الآن تولیت قبور شریفه به دست سید عباس است که پسر سید مصطفی است. این ماجرا گویا در سال 1280 قمری روی داده است. کتاب «تراجم اعلام النساء» ج دوم، ص 103، چاپ اول، بیروت دارد: رقیه بنت الحسین(ع). پس از آن همین داستان را از «منتخب التواریخ» آورده است.


لغتنامه دهخدا در حرف راء دارد: رقیة بنت الحسین: نام دختری از امام حسین(ع) می باشد.


پس از توجه به مطالب فوق ناگفته نماند در این زمینه، نام خیلی مهم نیست بلکه آنچه مهم است این است که در شام دختر چهار ساله ای از امام حسین(ع) دفن شده و زیارتگاه پیروان امام حسین(ع) است و این دختر در زمان اسیری خاندان امام حسین(ع) در شام وفات کرده است. و ما تردیدی نداریم که آن زیارتگاه واقعی است و آن حرم حرم اهل بیت است و قویترین سند برای اثبات این مسأله کتاب کامل بهائی نوشته عماد الدین طبری است. به جزء دوم، باب 25، ص 179 کامل بهائی و منتهی الآمال، ج 1، ص 807 چاپ هجرت مراجعه کنید.


 


نوشته شده توسط : خليل انتظاري

نظرات ديگران [ نظر]


+ وداع امام حسين (ع) با اهل بيت

جمعه 27 مهر 1386 ساعت 5:10 عصر

امام حسين عليه السلام بعد از شهادت ياران خود را براي جهاد با دشمن آماده نمود و براي خداحافظي به طرف خيمه آمد و با صداي بلند فرمود: يا سکينه يا فاطمه يا زينب يا ام کلثوم عليکنّ منّي السّلام. سکينه گفت: آيا براي مرگ آماده شدي؟ فرمودند: چگونه تن به مرگ ندهد کسي که ديگر ياوري ندارد. در اين هنگام زنان حرم صدا به گريا بلند کردند و حضرت آنان را دلداري مي داد و مي فرمود بايد صبر پيشه سازيد در لحظات آخر رو به خواهر کرد و فرمود: اي خواهر پيراهن کهنه يادگاري مادرم را بياور آن پيراهني که کسي رغبت نکند از تنم بيرون آورد... امام سجاد عليه السلام در وداعي که با پدر بزرگوار داشت پرسيد عمويم اباالفضل عليه السلام چه شد؟ امام فرمودند: پسرم بدان که عمويت را کشتند و دستهايش را از بدن جدا کردند آنچنان امام سجاد عليه السلام گريه کرد که بيهوش شد چون به هوش آمد از ديگران سؤال نمود تا اينکه سؤال کرد برادرم علي و حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه و زهير بن قين چه شد امام فرمود پسرم اينقدر بدان که در ميان خيمه ها از مردها کسي جز من و تو باقي نماند. در اين لحظه امام زين العابدين عليه السلام در حالي که گريه مي کرد به عمه اش گفت: شمشير و عصاي مرا بياور امام حسين عليه السلام فرمود: شمشير و عصا براي چه مي خواهي؟ گفت: عصا مي خواهم تا بر آن تکيه کنم و شمشير را براي دفاع از حريم ولايت مي خواهم زيرا در زندگي خيري نخواهد ماند امام حسين عليه السلام مانع او شدند و او را به سينه چسبانيدند و فرمودند پسرم تو بعد از اين سرپرست کودکان يتيم و مظلوم هستي و اينان مردي غير از تو ندارند سپس فرمود: سلام مرا به شیعیان برسان بگو پدرم را غریبانه کشتند پس برای او بنالید و گریه کنید.


سُبِیَ أهلُکَ کَالعَبیدِ و صَفَّرُوا فی الحَدیدِ فَوقَ أقتابِ المَطِیّاتِ تَلفَحُ وُجُوهَهُم حَرُّ الهاجِراتِ یُساقُونَ فی البَرارِی و الفَلَواتِ أیدیهِم مَغلُولَةٌ‌ إلی الأعناقِ یُطافُ بِهِم فِی الأسواقِ


اهل و عیالت چون بردگان به اسیری رفتند و در غلّ و زنجیر آهنین بر فراز شتران در بند شدند گرمای نیمروز چهره یشان را می سوزاند در صحرا ها و بیابانها کشیده می شدند دستانشان به گردنها زنجیر شدت در میان بازار گردانیده شدند.


نوشته شده توسط : خليل انتظاري

نظرات ديگران [ نظر]


+ مراسم عاشورا در جهان اسلام

جمعه 27 مهر 1386 ساعت 5:8 عصر

امروزه سوگواري امام حسين عليه‏السلام در شبه قاره هند، آناتولي و آسياي صغير، مصر و مغرب و کشورهاي آفريقايي، ايران، افغانستان، و حتي کشورهاي اروپايي رونق دارد و به عنوان يک عامل تأثيرگذار موجب ترويج تشيع در جهان شده است.


شناخت و پژوهش اين مراسم ارزش آن را دارد که پژوهشکده ويژه‏اي بدان اختصاص يابد. تعزيه‏گرداني، شبيه خواني، نوحه‏گرايي، سينه و زنجير زني در شمار ابزارهاي انتقال مفاهيم ديني و عرفاني شيعه به جهان شمرده مي‏شوند و همين ابزارها با توجه به جنبه‏هاي نمايش آييني، زيبايي شناختي و ابعاد هنري و نيز فرصتهايي که براي مشارکت مردم فراهم مي‏سازند، هنر مقاومت را به مخاطبان خود آموزش مي‏دهند و در مطبوعات و کتابها و اسناد زيادي مورد بحث و گفت و گو قرار گرفته‏اند.


ما در اينجا فقط به جلوه‏هايي از اين مراسم در بخشي از قلمرو وسيع اسلام اشاره مي‏کنيم و بدون ترديد پژوهش جامع به فرصت و فراغت بيشتري نيازمند است.


1ـ سوگواري مردم عراق و جهان عرب


مراسم عزاداري امام حسين عليه‏السلام در روز عاشورا، از زمان شهادت آن حضرت به ويژه پس از دستور متوکل عباسي براي ويراني قبر او در کربلا و شهرها و روستاها و ميان چادرنشينان شکل گرفت و با گذشت زمان هيأتها و اجتماعاتي تشکيل شد. اين سنّتهاي ديني که در محرم و صفر اجرا مي‏شوند، در تاريخ العرب فيليپ حتّي، کتاب تاريخ کربلا و حائر الحسين نوشته سيد عبدالجواد کليددار، کتاب مدينة الحسين سید محمّد حسین کلیددار آل طعمه، مهزله العقل البشری و دراسةٌ فی طبیعة المجتمع العراقی نوشته دکتر سید علی الوردی و کتاب سیرت سید محسن امین بازتاب یافته است.


امروزه در همه روزهای محرم و اربعین، مردم عراق از شهرهای مختلف و حتی زائران دیگر کشورهای عربی و اسلامی به سوی کربلا سرازیر می‏شوند و دسته‏های بزرگی به نام دسته انصار به حرکت در می‏آید(1). این حرکت مردمی همراه با آرامش و وقار گریه‏کنان با سرها و پاهای برهنه و لباس سیاه، موجب اندوه عمیق در بیننده می‏شود. پرچمهای سیاه که شعار عزا و سوگواری است در پیش روی هر دسته‏ای حرکت داده می‏شود.


از مهم‏ترین دسته‏های عزاداری که در روز عاشورای حسینی در کربلا شرکت می‏کنند، عزاداری روستای طویریج معروف به «هندیه» است. دسته‏های این روستا از صبح زود گرد آمده، هَروَله کنان به سوی کربلا حرکت می‏کنند و هر چه به کربلا نزدیک می‏شوند گروه گروه از عشایر و اهل روستاها به آنها می‏پیوندند و جمعیتی بیش از یک میلیون نفر را به وجود می‏آورند. آنها با پای پیاده خود را به کربلا می‏رسانند. حالت آنها وصف‏ناپذیر است(2) و بیش از سه قرن است که تحت عنوان «عزاداری بنی‏اسد» دوام آورده است.


نوحه‏سرایی نیز در بزرگداشت یاد امام حسین علیه‏السلام در عراق از رواج برخوردار است و علما توده‏های مردم را به حفظ و توسعه این مراسم تشویق می‏کنند. در سال 1360 ق(3) سید هبة الدین حسینی به ستایش از این سنت اقدام کرد و جوانان را به شرکت در مراسم تشویق نمود. بعدها یاسین هاشمی دستور داد تا دسته‏های زنجیرزنی، قمه‏زنی و شبیه‏سازی فعالیت نکنند، ولی این دستور چندان دوام نیاورد.


یادبود عاشورا و حماسه محرم از عراق به کشورهای یمن، حجاز، حضرموت، کویت، بحرین، مسقط، عمان، قطر، احساء و قطیف و ایران راه یافت و حسینیه‏ها، امام‏باره‏ها، ماتم‏سراها و تکیه‏ها در این کشورها بنا شد و هر قومی به زبان و سنت خود به احیای این سنتها و حفظ نام حسین و یاد کربلا اقدام نمودند.


پیشینه نوحه‏سرایی برای امام حسین علیه‏السلام و شهدای فاجعه کربلا در سوریه و لبنان به زمان شهادت آن حضرت در سال 61 ق برمی‏گردد و بر اساس روایتی شهر حلب، مدفن رأس الحسین است و به همین دلیل از زمان حمدانیان و به ویژه از دوره حکومت عبداللّه‏ بن حمدان این مراسم به طور آشکار صورت می‏گرفته است. در واقع، حکومت آل بویه در عراق و ایران و حکومت فاطمیان در مصر و حکومت حمدانیان در سوریه و لبنان در ترویج این سنت تأثیر داشته‏اند.


مولانا جلال الدین مولوی مراسم سوگواری شیعیان را در شهر حلب که به روز عاشورای نیمه دوم قرن هفتم مربوط می‏شود، این گونه وصف کرده است:


روز عاشورا همه اهل حلب


باب انطاکیه اندر تا به شب


گرد آید مرد و زن جمعی عظیم


ماتم آن خاندان دارد مقیم


ناله و نوحه کنند اندر بکا


شیعه عاشورا برای کربلا


بشمرند آن ظلمها را یک به یک


کز یزید و شمر دید آن خاندان


نعره‏هاشان می‏رود در ویل و دشت


پر همی گردد همه صحرا و دشت(4)


در دوره خلافت عثمانی شیعیان تنها در جبل عامل توانستند به عزاداری بپردازند. در جبل عامل تکیه‏های منسوب به امام حسین علیه‏السلام وجود داشت. حسینیه به خانه‏هایی گفته می‏شد که چند حجره و یک صحن داشت و منبری در آن گذارده شده بود و افراد غریب در آنجا منزل داده می‏شدند و در آنها هر هفته و نیز دهه اول محرم عزاداری می‏شد.


اولین حسینیه منطقه جبل عامل «انباطیه التحتاء» نام داشت. بعد از آن چند حسینیه در صور، نباطیه الفوقاء، کفر رمان، بنت جبیل، حاروف، الخیام، طیبه، کفر صبر و جاهای دیگر بنا شد(5).


از سال 1393 ق دولت لبنان روز عاشورا را در تمام کشور تعطیل رسمی اعلان نمود(6) و این جریان تا به امروز ادامه دارد.


بر اساس نوشته مقریزی(7) در زمان المعز لدین اللّه‏ در سال 363 در مصر تمام فاطمیان و شیعیان در روز عاشورا در کنار قبر کلثوم و نفیسه اجتماع نموده، به عزاداری می‏پرداختند و مبالغ فراوانی برای اطعام و عزاداری و شربت هزینه می‏کردند. عاشورای سال 396 در مصر همه بازارها تعطیل عمومی بود و ابن مأمون نیز در سال 515 علاوه بر تعطیلی روز عاشورا موقوفات و صدقات زیادی را برای اجرای مراسم در نظر گرفت.


2ـ نقش ایرانیان در حفظ و احیای مراسم حسینی


در شهرهای شیعه‏نشین ایران، به ویژه از زمان مهاجرت امام رضا علیه‏السلام و حضرت معصومه نوحه‏سرایی به دفاع از علویون صورت می‏گرفت و بعدها این سنت با حمایت پادشاهان آل بویه توسعه یافت و از زمان حاکمیت صفویه فراگیر شده، به یکی از سنتهای عامه مردم تبدیل گردید. این سنت در قالبهای سخنرانی، مداحی، نوحه‏خوانی، سینه‏زنی، زنجیرزنی، علمداری، کتبیه‏نگاری، کاشیکاری، نقاشی، خوشنویسی، تعزیه‏گردانی، پرده‏داری، نقالی، گلدوزی، و نقاره‏نوازی تجسم یافته است؛ هر چند گستره نمود عاشورا در هنر قدسی ایران بسیار وسیع‏تر از آن است که انسان با یک نگاه سطحی بتواند جلوه‏ها و تأثیرهای فرهنگی آن را شناسایی و ارزیابی کند.


ایرانیان با توجه به وفاداری و گرایشهای عمیق خود به امام حسین و مکتب سرخ شهادت، در انتقال سنتهای عاشورایی به تمام کشورهای آسیایی دخالت مستقیم داشته‏اند.


در بسیاری از شهرهای افغانستان به ویژه در قندهار، هرات، کابل، مزار شریف و جلال آباد نوحه‏سرایی از دیرباز برگزار می‏شده است. در صحن مزار شریف و تکیه نزدیک آن، دهه اول محرم هر سال نوحه‏سرایی و مجالس عزا برگزار می‏شود. در این مجالس اهل سنت نیز شرکت می‏کنند. پشتونهای افغانستان و پاکستان ماه محرم را ماه حسن و حسین می‏نامند.


3ـ اجرای مراسم عاشورا در کشورهای حوزه دیگر ماوراءالنهر


در قفقاز و آذربایجان که تا دو قرن پیش، بخشی از پیکره ایران زمین بودند، به ویژه نخجوان، ایروان، باکو و تفلیس، نوحه‏سرایی و حرکت دسته‏ها در محرم و صفر برگزار می‏شود.


در ترکمنستان به ویژه خیوه، مرو، عشق آباد، سمرقند، تاشکند و بخارا عزاداری صورت می‏گیرد و حاکمیت مارکسیسم هم نتوانست این مراسم را از یادها ببرد. این مراسم در تبت و برخی از کانونهای شیعه‏نشین چین نیز رواج دارد.


در منطقه‏ای در مرکز قرقیزستان در 120 کیلومتری شهر بیشکک که بیش از یک هزار خانواده مهاجر آذری ایرانی زندگی می‏کنند، آنان ضمن حفظ سنتهای دینی خود، بیش از 50 سال در زمان حاکمیت کمونیستها به طور پنهانی عزاداری می‏کردند(8).


در حال حاضر این شهرک ایرانیان دارای سه مسجد است که در طول ماههای محرم و صفر شب و روز فعال هستند و مردم در آنها اجتماع می‏کنند. مردم مرکه در این ماهها لباس سیاه می‏پوشند و تا پاسی از شب نوحه‏سرایی و گریه و زاری می‏کنند.


4ـ عاشورا در شبه قاره هند


مراسم روضه‏خوانی و نوحه‏سرایی با مهاجرت فرهیختگان ایرانی به هند در دوره ایلخانان از ایران به این کشور راه یافت و فرهنگ این سرزمین را تحت تأثیر قرار داد(9). در ابتدا همه اشعار و کلمات نوحه‏خوانان به زبان فارسی بیان می‏شد(10).


مراسم تعزیه‏داری، برای اولین بار به وسیله تیمور لنگ به هندوستان برده شد و امپراتوران مغولی با جدیت این مراسم را رواج می‏دادند. با اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی توسط سلطان قلی قطب شاه که حکومت وی تا سال 950 ق در دکن (جنوب هند) دوام آورد در بخشی از این کشور عزاداری حضرت امام حسین علیه‏السلام با شکوه تمام برگزار می‏شد. وی برای اجرای مراسم عزاداری محرم، عاشورخانه‏ای ساخت(11).


در زمان ابراهیم قلی قطب شاه، ساختمانی به دستور وی به نام لنگر دوازده امام در گلکنده (Golcunda) ساخته شد و در آن یک عَلَم و نعلی که گفته می‏شد متعلق به اسب امام حسین علیه‏السلام است نگهداری می‏شد و دهه اول محرم هر سال آن عَلم را در مراسم عزاداری و روضه‏خوانی در شهر حیدرآباد به معرض نمایش می‏گذاشتند.


در زمان حکومت محمّد قلی قطب شاه مراسم یاد شده رواج یافت و بودجه خاصی نیز بدان اختصاص داده شد. خوردن گوشت و کشیدن توتون و تنباکو در این ایام ممنوع بود و در آغاز دهه اول محرم چند هزار دست لباس سیاه میان مردم و مداحان و ذاکران اهل بیت تقسیم می‏شد. عاشورخانه‏ها به تدریج افزایش یافت و در این محلها از اول محرم هر شب یک هزار شمع برافروخته می‏شد و مراسم تعزیه‏گردانی برگزار می‏گردید.


امروزه نمایش شهادت امام حسین علیه‏السلام با شور و حرارت خاصی در شهرهای بزرگ هند مانند دهلی، لکهنو، حیدرآباد، بمبئی و کلکته برگزار می‏شود؛ هر چند نحوه اجرای آن در هر یک از این شهرها متفاوت است. از آن میان لکهنو مرکز اصلی مراسم عزاداری است. در این شهر مراسم محرم در عصر شاهان اَوده ریشه گرفت. پادشاهان اَوده علاوه بر تعدادی امام‏باره یا عزاخانه کوچک، سه امام‏باره بزرگ ساختند. عزاخانه‏های آصف الدوله، حسین آباد و شاه نجف، همچنین کربلای تالکتوره، درگاه حضرت عبّاس و درگاه کاظمین، در شمار امام‏باره‏های تاریخی هند به شمار می‏آیند و ویژه عزاداری و اجرای مراسم عاشورایی ساخته شده‏اند(12).


در هندوستان در ایام محرم، تعزیه و ضریح، دو بخش مهم از وسایل مراسم و عزاداری را تشکیل می‏دهند. از روز اول ماه محرم همه عزاخانه‏ها به وسیله عَلَم و ضریح تزیین می‏شوند و مجالس سوگواری هر روز در این عزاخانه‏ها برپا می‏شود و مجالس عمومی‏تر در امام باره‏های بزرگ منعقد می‏گردد. در بعضی از شهرها برهمنها نیز در ایام محرم و روز اربعین در مجالس عزا شرکت می‏کنند(13). در گذشته و تا امروز بسیاری از مهاراجه‏های هند نیز در مراسم تعزیه شرکت می‏نمایند.


در شهرهای حیدرآباد و بمبئی عده زیادی از ایرانیان مقیم هند به مراسم عزاداری غنای بیشتری می‏بخشند و اسباب رونق آن را در این کشو فراهم می‏سازند.


در لکهنو، دهلی، چنّایی، کلکته و سایر نقاط هند مراسم ماتم همراه با افروختن آتش انجام می‏شود. در این نقاط حنفی مذهبها و صوفیان به یادبود شهدای کربلا عزاداری می‏کنند.


در دکن از زمان شهاب الدین احمد شاه و تحت تأثیر سید محمّد حسینی معروف به خواجه بنده‏نواز گیسو دراز، عزاداری امام حسین علیه‏السلام رواج یافته و تا این زمان دوام آورده است(14).


نفوذ عاشورا در ادبیات بنگالی به وسیله اهل تصوف و عرفان مثل شیخ شرف الدین احمد